تبليغاتX
روی میز آشپزخانه

روی میز آشپزخانه

هر کس از اینجا می دزده و می ذاره تو وبلاگ یا سایت خودش کار شرم آور و بزدلانه ای می کنه!

نظر به این که بنده باید استراحت خفنی بکنم تا خوب بشم بنابراین مدتی به وبلاگای دوستان سر نمی زنم و فقط می آم آپ می کنم. به هر حال شرمنده ام مادر! و دیگه از همه ی راهنمایی هاتون ممنونم!
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت   توسط آشپز مدرن: شادی  

سلام دوستای گلم. ممنون از نظراتتون و شرمنده که به هیچ کس سر نزدم و جوابی ندادم.

ما تو بندر خونه ی دختردایی جانم بودیم و خیلی زیاد اذیتش کردیم آخه یه قوم بیست و چند نفره ی شلوغ پلوغ بودیم تو یه خونه ۷۰ متری! خلاصه خیلی طفلک زحمت کشیده بود. این دختردایی جان بعد اومدن ما از بندر برای بردن دخمل کوچولوش به دکتر میاد تهران و مامانم یه روز دعوتش کرده بود و من که پر از عنصر قدردانی بودم می خواستم دخترشو بغل کنم و در یک دولا شدن بی مقدمه  ناگهان کمرم گرفت.

این اتفاق سه شنبه هفته پیش افتاد و از اون روز من کمر درد دارم و به روی خودم نیاوردم. البته تو وبلاگم به روی خودم نیاوردم.

یکی دو روز اول وحشتناک بود و تا روز سوم نمی تونستم صاف بایستم و دولا راه می رفتم. هشتاددرصد روز رو هم تو رختخواب بودم. نتیجه اینکه بعد از سه تا آمپول و یک بسته قرص که از دکتر عمومی گرفتم شنبه رفتم دکتر متخصص و تا آخر این هفته بهم استراحت مطلق بدون لحظه ای بلند شدن داده و بعد هم ام آر آی و .....

الانم همسری خونه نیست و من دور از چشم اون نشستم این اطلاعات رو به دوستام می رسونم آخه مردم بس که درازکش بودم. احساس می کنم دنیا برام حالت افقی پیدا کرده!

خلاصه یه مدتی نیستم تا تکالیفم روشن شه. الانم داره درد می آد و باید بپرم تو رختخواب.

دعام کنید که دیسک نباشه آخه من هنوز خیلی جوونم!

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت   توسط آشپز مدرن: شادی   | 

 عید همه تون مبارک.

                                                  

 امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشین.

                               

 من فردا می رم مسافرت و تا 16 فروردین تهران نیستم اما دستور غذاهایی رو که به نظرم بهترین ها بودند در سال گذشته، براتون می ذارم که استفاده کنید. خوش باشید.  اینم خودم که خیلی خوشم:

                                                           


 میلک توت فرنگی

زیتون پرورده

سیب زمینی تنوری

خوراک مرغ و بادمجان

فوکاچیا

پوره سیب زمینی و سویا

پنیر طعم دار

معجون

تالیاتلی با سس قارچ و خامه

ته چین قالبی مرغ و زرشک

دسر دو رنگ

ماهی با سس خامه و بادام

سالاد میوه

کاری بادمجان توپر

شکلات داغ

کشک بادمجان ورقه ای

مرغ زعفرانی

کیک مرغ و ترخون

دوپیازه میگو

گراتن مرغ

سوپ جو پرک

کیک باقلوا

شیرینی خشک بادامی

دو جور ساندویچ ساده با ژامبون

تارت شکلات و پرتقال

                                       

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 فروردین1387ساعت   توسط آشپز مدرن: شادی   | 

من زنده ام ....

حالم خوبه.....

فقط اندازه ی ده دقیقه هم وقت سر خاروندن ندارم که بیام پست جدید بذارم.

حسابی مشغول خونه تکونی ام. همسری اونور خونه رو گرفته.... من اینورشو .... حالا نتکون کی بتکون!

وقتی هم که اون خونه نیست خودم مثل رستم تنهایی می تکونم. بازم حالا نتکون کی بتکون!!!!

خلاصه فقط می خواستم اعلام کنم که بنده همچنان وجود خارجی دارم و به محض پیدا کردن ده دقیقه وقت برمی گردم و به همه سر می زنم و پست جدید می ذارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت   توسط آشپز مدرن: شادی   | 

من یه عالمه نوشته بودم پاک شد

حالا مختصرش می کنم. قراراه جوابام رو برای شرکت تو یه بازی بدم که کیانای گلم منو دعوت کرده.

هفت تا آهنگ مورد علاقه برای من خیلی کمه. شاید بیست تا اگه بود راحت تر جواب می دادم. به هر حال خیلی از آهنگایی که دوست دارم اینجا نیستند و نمی دونم چه کنم.

من از ۱۶ سالگی گوش دادن به ترانه های برون وطنی رو تقریبا کنار گذاشتم و مگه اینکه یه موردی خیلی جذاب باشه که گوش بدم. سلیقه من در گوش دادن به موسیقی سنتی با صدای شهرام ناظری شکل گرفت که تقریبا تمام آهنگهاش رو دوست دارم. بعد از اون طیف وسیعی از موسیقی  از کلاسیک و جاز و بلوز و رپ تا فولکلور و کلیسایی و....تو خارجی ها گوش دادم. تو ایرانی ها هم عمدتا ترانه های قدیمی و سنتی گوش دادم. موسیقی های فیلمهایی که خیلی دوست دارم هم هستند که شامل این بازی نمی شن. خلاصه موسیقی خیلی گوش می دم و خیلی چیزا رو دوست دارم. ولی الان همین هفت تا رو می نویسم که رعایت قوانین بازی شده باشه. هر کدوم رو تو اینترنت سرچ کنید می یابید.

من یه بار آدرس محل دانلودشون رو هم گذاشتم ولی پستم کامل پرید الانم حال ندارم دوباره بذارم. دیگه شرمنده

اول: یه ترانه از andrea bocelli - dulce pontes هست که اسمش هستO Mare e Tu

می تونید تو اینترنت هم تصویریش رو ببینید هم صداش رو دانلود کنید. من زمانی این ترانه رو روزی بیست بار هم گوش می دادم

دوم: بردی از یادم از دلکش و ویگن.

چقدر این ترانه زیباست ای خدا اینم تو اینترنت یابیده می شه.

سوم: عقاید نوکانتی از محسن نامجو .

من تقریبا تمام کارای نامجو رو دوست دارم. اینم محض مثال آوردم اینجا. ولی واقعا فکر می کنم نامجو داره تلاش می کنه در عرصه ی موسیقی و شعر ترانه نوآوری توی موسیقی ایرانی داشته باشه و این تلاش به نظرم قابل تقدیره.

چهارم: فریاد از شجریان.

خیلی از آلبومهای شجریان رو دوست دارم ولی این ترانه یه حال دیگه ای داره. تو اینترنت اینم پیدا می شه.

پنجم: ازLeonard Cohen این ترانه که احتمالا همه دوست دارنDance Me To The End Of Love

ششم: از  Jacques Brel ترانه ی مرا ترک نکن. فرانسه اش:Ne me quitte pas

این شماره پنج و شش هم تو اینترنت سرچ کنید می یابید.

هفتم: آخه چرا آخریشه. من کلی دیگه می تونستم ترانه ی خوشمل معرفی کنم. به هر حال حالا که زوره کل آلبوم به تماشای آبهای سپید کار حسین علیزاده رو می انتخابم.

این یکی رو نمی دونم تو اینترنت می شه یابید یا نه. بگردید که جوینده یابنده است.

و اما ترانه هایی که بدم می آد.

والله چی عرض کنم! کمتر پیش می آد که ترانه ای رو که بدم می آد برای بار دوم گوش کنم برای همین نمی تونم هیچی رو بگم فقط یه نکته ی باریکتر از مو اینجاست اونم اینه که به نظر من تمام ترانه هایی که تو تاکسی ها و تو اتوبوس های پولی می ذارن مزخرفه. البته دوستان راننده تاکسی و راننده اتوبوس و نسبت داران با این قشر زحمتکش می بخشن. خوب رودربایستی که نداریم مزخرفاته دیگه. بعدم باعث می شه سطح سلیقه ی مردم به شدت تنزل پیدا کنه منظورم تو موسیقی یه.

راستی از ناظری چیزی ننوشتم چون همون اول گفتم که من مخلص صدای ایشونم

قراره هفت نفر رو طبق قانون بازی دعوت کنم به این بازی ولی من قانون شکنی می کنم و این کارو نمی کنم چون نمی دونم آدمایی که دعوتشون می کنم به بازی اصلا دوست دارن این بازی رو انجام بدن یانه. حال کردین چه آدم دموکراتی ام من؟؟؟؟!!!!!!!

به هر حال دوستایی که دوست دارن بازی کنن همه ی دوستای اینترنتی ام رو می گم بنده دعوتشون می کنم. تک به تک اسم نمی برم اما هر کی پایه است از طرف من دعوته. بفرمایید اگرم دوست دارین درج اسم بشین بگین که رسما دعوتتون کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت   توسط آشپز مدرن: شادی   | 

امروز روز خوبی یه. به دو دلیل

۱. ولنتاینه که برا خیلی ها مهمه و از همین  رسانه ی بسیار عمومی ! بهشون تبریک می گم.

۲. تولد دوست خیلی خوبمه که از اولین روزایی که این وبلاگ رو راه انداختم با هم دوست و اخت شدیم.

الینای گلم تولد

تولد

تولدت

مبارک

مبارک مبارک

تولدت

مبارک.

حیف که راه دوره. فعلا این بوسه های مجازی رو بپذیر تا زمانی که واقعی بشن

یه وقت توهم ورتون نداره فکر کنین من این کیکو درست کردم  و صف بکشین اینجا و ه در بزنین که ما دستور کیک می خوایم ما دستور کیک می خوایم ها! نه آقا! این کیک مال یه سایت اینترنتی یه و من شرافتمندانه به این موضوع اعتراف می کنم باشد که خدا ما را در آن دنیا به جاهای خوب خوبی رهنمون سازد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت   توسط آشپز مدرن: شادی   | 

یه لیست کوتاه از سایت های آشپزی به زبان فرانسه و انگلیسی گذاشتم توی وبلاگم همین بغل. به مرور زمان زیادترش می کنم. اگه سایت خوبی می شناختید که به درد خواننده ها می خوره ممنون می شم معرفی کنید تا به این لیست اضافه کنم .

خیر دنیا و آخرت رو ببیند مادر!

راستی نظرتون راجع به این عمل ایثارگرانه چیه؟؟؟؟  همین معرفی وبلاگ به این دو زبان رو میگم. یه وقت نگید کاش زبانهای دیگه هم بود ها! زبان من فقط همین دوتاست بقیه رو نمی فهمم البته به استثنای ترکی که بععععععععععععععععله!

راستی من به دلیل یه سری مشکلات فعلا کمتر دیده می شم.... بعدا برمیگردم و بیشتر دیده می شم به خدا!

 

+ نوشته شده در  جمعه 12 بهمن1386ساعت   توسط آشپز مدرن: شادی   | 

                                                           

دو ساله ما با هم زیر یه سقف زندگی م کنیم. بعلللللللللللللله. همون روز تاریخی موعوده امروز. ما ۱۹ دی ۱۳۸۴ تو تالار قدس سر خیابون زرتشت جشن عروسی داشتیم. روز افتضاحی بود. تالار تو همه ی کارامون اذیتمون کرد از شام بگیر تا پخش موسیقی . کلی هم پول اضافه گرفت. عکسای عروسیم که پیش یه دوست انداختیم همه خراب شد آرایشم بد بود و انقدر تو ترافیک موندیم که فقط یک ساعت تو مجلس عروسی خودمون بودیم!!!! و خلاصه هر مصیبتی که بگین سرمون اومد

راستی یادم رفت اینم بگم برف می اومد اندازه ی نارنگیهمه جا برف نشسته بود. ما رو که با بوق بوق و دست دست رسوندن دم خونه به جای اینکه بیان تو و برقصن همه دم در وایستادن و ساعت دوازده شب شروع کردن برف بازی. خلاصه به همه خیلی خیلی خوش گذشت جز ما دو تا!!! البته همه ی اون حرص و جوشا و داغ کردنا الان به خاطرات خوشی تبدیل شدن که با یادآوریش فقط می خندیم ، بین خودمون بمونه که سال اول زندگمون من از یادآوری ماجراهای اون شب هر دفعه آمپرم می پرید هوا.

                                              

خلاصه کنم سالگرد عروسی ما ۱۹ دی ماه بود. برنده ی این برنامه غزال خانم گل که دستور مورد نظرشو براش می یابم و با وجود اینکه خودم تا حالا درست نکردم این ریسک را به جان خریده و درست می کنم و براش تو پست بعدی می ذارم.

                                     

الان دیگه برم که همسری امروز رو به خاطر من خونه مونده می خواد ناهار ببردم بیرون. نمی دونم کجا. سورپریزه مثلاً! ما رفتیم. خدافظ. جای نرید که برمیگردیم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 دی1386ساعت   توسط آشپز مدرن: شادی   | 

قضیه اینه که عروسی خواهرمه و الان فقط برای دو دقیقه تونستم بشینم پای کامپیوتر تا جمعه که عروسی یه و یکی دو روز بعدش حسابی گرفتارم. برای همین فرصت سر زدن به دوستای خوبمو ندارم. وقتی برگشتم جبران می کنم.

سالگرد عروسی خودمم نزدیکه. حدس می زنید کی باشه؟؟؟؟

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 دی1386ساعت   توسط آشپز مدرن: شادی   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 دی1386ساعت   توسط آشپز مدرن: شادی   |