سلام علیکم. ای بابا. الان کلی عصبانی ام. هر کی بیاد جلو می خورمش. پارتی بازی هم نداریم که الان لولو اَم. شوخی هم ندارم ها.
اگه دستم به دزدهای این وبلاگ برسه از وسط نصفشون می کنم. ای بابا. ملت دزد نمی فهمن که آدم از وقت و سلامتی اش: منظورم کمردرده! مایه می ذاره تا یه پست جدید بنویسه. دو تا کلیک می کنن و سریع هر چی بخوان می دزدن. تازه این تو وضعی یه که مثلا راست کلیک این وبلاگ قفله واویلا اگه باز هم بود. شیطونه می گه دیگه هیچ عکسی نذارم ها!!!!!!!!!!!!!!
پارسال تو یه مجله دستورام رو زدن. کلی وبلاگ و سایت از اینجا دزدی کردن حالا هم کتاب آشپزی؟ ولله آدم شاخاش بیرون می زنه انقدر که این مملکت بی قانونه!
خلاصه می رم که یه فکر اساسی کنم. لطف کنید هر جا پستی از من دیدین که به سرقت رفته خبر بدین. به یابنده یک دستور غذای خوشمزه کادو داده می شود!
حالا.......

بحث شیرین خوردن.
آقا هر چقدر عدس می خورین از عصری خیس کنید. برای شب یه دونه پیاز رو رنده و سرخ کنید. عدس رو با مقداری آب که روش رو بگیره بریزین تو همون ظرف پیاز سرخ کرده. وقتی جوشید یه دونه قرص عصاره فشرده مرغ یا گوشت اضافه کنید. بعدش زیرش رو کم کنید تا عدس بپزه و نرم شه. ده دقیقه ی آخر هر شکل پاستایی که دوست دارین بهش اضافه کنید. اگه دوست دارین پاستا خیلی نرم شه بذارین بیشتر بمونه. یادتون باشه که برای دو نفر نیم پیمانه کمی بیشترک! پاستا کافیه.

خوب من برم دزدو بگیرم.
می گم این همه بدبختی دارن این وبلاگای ایرانی یه روز فیلترن، یه روز سرویس دهی ندارن، یه روز ورشکستن، یه روز هر چی بنویسی فرتی می پره و هر روز یه ماجرا.....چرا یه دزدگیر ندارن خوب؟ بابا یکی به دست و چشم و کمر و احساسات و انرژِی و آشپزی من توجه کنه.
آقا یه سوال: من کتاب آشپزی درست و چاپ کنم می رید بخرید؟! گرون باشه چی؟!
خواهش می کنم پیلیز به این سوال جواب بدین.
غرغرو و آشپز و عکاس: شادی جون
مکان و زمان: الجزایر....پارسال زمستون!
گلناز جون دوست جان عزیزم برام یه ایمیل زده که عکس یه سری غذاست که به شکل پرچم کشوهای مختلف توسط کمپانی TBWA تو فستیوال مواد غذایی امسال سیدنی شرکت داده شده. خیلی جالب بودن. گفتم تا سرد نشدن و از دهن نیفتادن شما رو هم سهیم کنم.
حالا راستشو بگین با این عکسای دل ضعفه آور شما دوست دارین کدوم کشور رو بخورین؟
من به جز سوئیس و کره ی جنوبی و ژاپن و دور و برهای اسپانیا همه ی اینا رو با جون و دل تا آخر می خورم. اونا رم اگه خیلی اصرار کنن می خورم خوب!
اونوقت دنیا از یه ور سبک می شه....تازه کلی هم همه دلشون بخواد که دارم با این فداکاریم وزن دنیا رو متعادل می کنم!!!!![]()
استرالیا:

ادامه مطلب...
دیروز از روی دستور مربای پوست پسته که تو مطبخ شیمای عزیز هست مربای پوست پسته پختم. عکسشو می ذارم که یادتون باشه تا فصلش تموم نشده درست کنید.

خیلی خوشمزه شده، فقط فکر کنم شعله ی زیرش کمی تند بود چون مربای من بعد سرد شدن شکرک زد و مجبور شدم دوباره با کمی آّب و آبلیمو بجوشونمش. خلاصه گفتم حواستون به شعله ی زیرش باشه که زیاد نباشه.
دستور این مربا رو اینجا ببینید.

در ضمن یادم رفت بگم که طعمش متفاوت اما خوبه.
دستپخت و عکس: من!
امشب دیگه شور انقلابی منو گرفته و دارم دو تا پست پشت سر هم می ذارم.
خیلی فعال شدم الان. دیگه نمی دونم چه جوری از خودم تعریف کنم. ![]()
خلاصه بگم که در راستای معرفی غذا با بادمجان کبابی یه پیش غذای لبنانی بهتون معرفی می کنم که اگه بشناسین خودتون می دونین چقدر خوشمزه است، اگرم نمی شناسین توصیه می کنم برین درست کنید و بشناسید که از دست ندید!

ما تو خونمون این رو به عنوان غذا می خوریم اما کاربرد اصلی اش به عنوان پیش غذا و توی مهمونی هاست. این پیش غذا عربی یه و بیشتر به عنوان پیش غذایی لبنانی شناخته شده اما سوریه هم زیاد می خورندش. الجزایر هم همینطور. کلاً کشورهایی که ذائقه ی عربی دارن از اینا هم دارن.
دستوری که من دارم ممکنه با دستورهای دیگه کمی فرق کنه، ممکن هم هست نکنه. نمی دونم چون دستورهای دیگه رو نمی دونم اما اگه شخص عرب یا غذاشناس عربی از اینجا می گذشت اگه چیزی متفاوت با این می دونست بنویسه تو نظرات که هم من بدونم هم بقیه. پیشاپیش ممنون.![]()
مواد لازم
بادمجان کبابی ساطوری شده دو سه تا
(می تونید بادمجون رو تو غذا ساز بریزید یا با گوشت کوب له کنید ولی گوشت کوب برقی بافتش رو زیادی نرم می کنه)
سیر دو سه پر
ارده یک سوم پیمانه
دو تا لیمو
دو ق.غ روغن زیتون
کمی نمک

آب لیمو رو گرفته و با بادمجان و سیر رنده شده مخلوط کنید. ارده رو هم اضافه کنید.نمک بپاشید و هم بزنید.
توی ظرف مورد نظرتون بریزید. وسطش روغن زیتون بریزید. روش رو کمی جعفری خورد شده یا سیاه دونه بریزید. یا هیچی نریزید.
طرز درست کردن بادمجان کبابی رو اینجا ببینید.
در ضمن من نمی دونم چرا اسم این اردور بابا غنوجه. کسی می دونه چرا؟![]()
نوش جان
اردورساز و عکاس: شخص خودم
بادمجون کبابی تو غذاهای مختلفی مصرف می شه که فکر کنم مهمترین اونها میرزا قاسمی یه که وای ی ی چقدر دوست دارم!
برای درست کردن بادمجون کبابی باید بادمجونها رو خوب بشورید و روی شعله ی گاز یا توی فر بذارید تا کباب بشن و خوب بپزن.

من روی شعله این کار رو می کنم. انقدر بذارید بادمجون بمونه که از همه طرف پوستش ور بیاد و اگه از هر جاش یه چنگال فرو کنید (یا چاقو) بادمجون نرم شده باشه.

بعد یه سبد بذارید تو سینک ظرفشویی و بادمجونها رو زیر آب سرد پوست بگیرد. پوست ها رو آخر سر از تو سبد جمع کنید و دور بریزید. می تونید هم بذارید سرد بشه و بعد پوست بگیرید اما من همیشه عجله دارم. می دونید که!
خلاصه نتیجه ی کار تو این مایه ها می شه:

بادمجون کباب کن و عکاس: شادی خانوم جان!
من زیاد شله زرد دوست ندارم. اینم که می بینید دستپخت آبجی بزرگمه که جاتون خالی دستپختش خیلی خوبه!
اینم دستورش:
مواد لازم
خورده برنج
آّب
شکر
خلال بادام
گلاب
زعفران

برنج رو خوب بشورید و بعد برای هر پیمانه برنج 4-5 پیمانه آب بریزید. بذارید تا جوش بیاد. کفش رو بگیرید. زیرش رو کم کنید تا با حرارت ملایم بپزه. کمی که غلیظ و سفت شد شکر رو اضافه کنید. دو پیمانه شکر برای هر پمانه برنج کافیه ولی بازم نسبت به ذائقه خودتون می تونید شیرین ترش کنید. ما خیلی شیرین نمی خوریم. زعفران رو تو کمی آب جوش حل کرده و اضافه کنید. خلال بادوم ها رو خوب بشورید و اضافه کنید. دو سه قاشق خلال بادوم برای هر پیمانه برنج بریزید. به اندازه ی کافی که غلیظ شد کمی گلاب اضافه کنید، اگه دوست داشتین یه تیکه کره بندازین تا آب شه. زیرش رو خاموش کنید. بذارید کمی خنک شه و بعد تو ظرف بریزید. اگه سرد می خورید بذارید تو یخچال که سفت می شه.
دستپخت: خواهر جانم
عکس: خودم و موبایلم در یک پروژه ی مشترک عکس اندازی!
من اومدم!!!!
خوش اومدم!!!!
فعلاً گرهی از کار ما باز نشده اما من خوبم. زندگی ادامه داره. منم که خدا بخواد ادامه دارم....همچون بادبادکی دنباله دار.
ای بابا نزده به سرم. گفتم دور هم هستیم کمی بخندیم. خیلی وقته نخندیدیدیم!

حالا.....
عرض کنم که در این پست خبری از دستور غذا نیست....چرا که دیروقته و بنده خوابم می آد. فردا هم امتحان زبان دارم و هنوز لای کتاب رو لطف نکردم باز کنم. گفتم بیام خودی نشون بدم و برم بخوابم. برای امتحان هم خدا خودش بزرگه.
شب حضرات عالی.....
داشت یادم می رفت.
این دو تا گوشواره خیلی بامزه ان. ببینین و حالشو ببرین. اگه تو ایران بود من واسه خودم می خریدم! من دو تاش رو دوست دارم ولی این آوکادو رو که لنگه به لنگه است بیشتر تر دوست دارم! شما جی؟

راستی چون الان در حالت غش هستم جواب هیچ کدوم نظرها رو نذاشتم. نزنید بابا. بعداً می ذارم. شب خوش.
ممنون از اینهمه تشویق و محبت و مهر و خلاصه همه حرفای خوب. به خدا شرمنده شدم. همه ببخشن که یه هفته طول کشید تا بیام و تشکر کنم....امیدوارم که ببخشین واقعاً دلم نمی خواست بیام تو وبلاگم تا زمانی که حالم بهتر شه....می خواستم دور از همه ی نظرها تصمیم بگیرم.![]()
به هر حال وبلاگ هنوز هست. منم هستم. مشکلات هم هستن.![]()
می نویسم تا ببینم خدا و خلق الله چی می خوان.
بازم یک دنیای بزرگ بزرگ ممنون از اینهمه محبت. فکر نمی کردم اینقدر خاطرخواه داشته باشم. کلی دچار رقت قلب شدم!!!!![]()
شاید کمی دیر به دیر آپ کنم تا اوضاع روبراه شه ولی به هر حال نمی تونم این همه لطف رو ندیده بگیرم و اینجا رو ببندم. فعلاً هستم و امید که باشم.
همه تون رو دوست دارم.![]()
تو پست بعد با دستور غذا می آم.

