آرزوی سال خوب و شاد و پر آرامشی رو برای همه تون دارم. و برای خودم هم.
این دستور غذاها رو داشته باشین تا عید بازی تموم شه و برگردم دوباره.![]()
این هم دستور غذاهای سال قبل ترش:
خوش باشید!![]()
خیلی خیلی از لطف و محبت و اظهار همدردی همه ممنون. فعلا یه مشتی عکس تو آرشیو هست. موبایل رو هم که خدا ازمون نگرفته. صد آفرین به دنیای صنعت و تکنولوژی !!!!! یه جورایی کارمونو راه می ندازیم دیگه .... آخه مگه می شه از اینجا و از این همه دوست خوب و مهربون دل کند؟؟؟![]()
به هر حال دوست جونا این دستورای شیرینی خشک رو داشته باشین که برای عید بی شیرینی نمونید ، منم استارتم زده بشه و باز هم زنده باد خوردنی های روی میز آشپزخونه مون که انقدر خوشمزه است.
و اما.........
مواد لازم
کره ۱۵۰ گرم
پودر قند ۱۰۰ گرم
رنده پوست یک عدد لیمو
زرده تخم مرغ یک عدد
آرد ۳۵۰گرم
کمی نمک

کره رو با پودر قند و رنده لیمو ترش با همزن بزنید تا کرم رنگ و لطیف بشه. زرده رو اضافه کرده و کمی دیگه بزنید تا خوب مخلوط شه. آرد و نمک رو با هم اضافه کنید و با نوک انگشت خمیر رو مخلوط کنید. آرد رو کم کم اضافه کنید و از کف دست و ورز دادن هم برای درست کردن خمیر استفاده نکنید!
خمیر رو به خدی با نوک انگشت مخلوط کنید تا یکدست و لطیف بشه. خمیر آماده رو نیم ساعت تو یخچال بذارید. بعد در آرید و بین دو تا کیسه فریزر با وردنه به قطر نیم سانت پهن کنید و قالب زده و تو سینی فر بچینید. می تونید برای تزین روی شیرینی ها تخم خرفه بپاشید یا خلال پسته یا بادوم بریزید. یا ساده نگه دارید و وقتی از فر بیرون آوردید یه طرفش رو تو شکلات ذوب شده بزنید و بذارید خودش رو بگیره و بعد بذارید یخچال تا سفت شه.

فر رو از یک ربع قبلش روی دمای ۱۸۵ درجه گرم کنید و سینی رو که گذاشتید بذارید ۱۰ تا ۱۲ دقیقه بمونه در حدی که کمی رنگ کف شیرینی تغییر کنه.
یه رازی رو بگم؟ می گم! از وقتی اینجا نمی نوشتم ذوق و شوق آشپزی از سرم افتاده بودها! ببینید چه با انگیزه ام الان، همه با هم بگید ماشالله!!!!!![]()
پزنده و عکاس: آشپز مدرن
عکس گیرنده: موبایل شادی خانوم!
طبق قول و قرارهای قبلی گفته بودم که تعریف می کنم چه مشکلی برامون پیش اومده.
ما الان ایرانیم. یه هفته ای هست که برگشتیم.
روز۲۷ ژانویه یعنی ۸ بهمن یه اتفاق خیلی بد برای ما افتاد. یه دزد خونه مون رو تو الجزیره زد. دار و ندارمون رو بردن. دوربین عزیزمون رفت. کیف همسری که پر از مدارک و اسناد بود و از اون مهمتر پاسپورت و شناسنامه و اجازه ی کار....... پلیس اومد. تحقیق و انگشت نگاری و چی و چی.... ولی تا حالا خبری از دزد و دوربین و بقیه چیزا نشده.
مجبور شدیم برگردیم تا دوباره همسری مدارکش رو المثنی بگیره.
اوایل خیلی حالمون گرفته بود. اما الان خوبیم. ضایعه اسف باری که به این وبلاگ مربوط می شه از دست رفتن دوربین خوبمون بود که همه ی عکسای این وبلاگ رو با اون می گرفتم.
خلاصه این که برای همین نمی نوشتم چون به هم ریخته بودم.
تا یه مدتی می تونم از عکس غذاهایی که تو آرشیو دارم بذارم و بعد از اون نمی دونم این وبلاگ رو ادامه بدم یا نه!!!!! چون بی عکس خوب وبلاگ آشپزی هرگز!!!!
شاید هم تا اون موقع خبری از دزد شد و پلیس اونجا پیداش کرد و ما هم به وبلاگ نویسی ادامه دادیم. خدا رو چه دیدی!!!! شاید هم یکی یه دوربین خوب به ما هدیه داد! بازم خدا رو چه دیدی!!!!!

اینم عکسی برای خداحافظی از اون مرحوم!

